تبليغاتX
My Privacy

مطالب جالب و متنوع درباره زبان انگلیسی

 
 
ليست 100 فعل پركاربرد زبان انگليسي همراه با معني
|

ليستي از 100 فعل پركابرد زبان انگليسي گردآوري شده است. اينها افعالي هستند كه بيشترين استفاده را در زبان انگليسي، چه مكالمه و چه ساير موارد، داشته اند.




بايد بدانيد كه اين افعال مشكل نبوده و احتمالا با بيشتر آنها از قبل آشنايي داريد. هدف اصلي گردآوري اين افعال، شناخت بيشتر سطح آشنايي اوليه شما با زبان انگليسي مي باشد.

چنانچه با اين افعال آشنا نيستيد و يا مي خواهيد يادگيري زبان انگليسي را شروع كنيد، يادگيري اين افعال مي تواند جزو اولين قدم هاي شما محسوب شود.








1- Accept -  پذيرفتن
2-Allow - اجازه دادن
3-Ask - پرسيدن
4-Believe - باور كردن
5-Borrow - قرض گرفتن
6-Break -  شكستن
7-Bring - آوردن
8-Buy - خريدن
9-Can/ Be able - توانستن
10-Cancel - منتفي كردن 
11-Change - تغيير دادن
12-Clean - تمييز كردن
13-Comb - شانه كردن 
14-Complain - شكايت كردن
15-Cough - سرفه كردن
16-Count - شمردن
17-Cut - بريدن
18-Dance - رقصيدن
19-Draw - كشيدن
20-Drink - نوشيدن
21-Drive - رانندگي كردن
22-Eat -  خوردن
23-Explain -  توضيح دادن
24-Fall - افتادن
25-Fill - پر كردن
26-Find - پيدا كردن
27-Finish - تمام كردن
28-Fit -  جا دادن
29-Fix - درست كردن
30-Fly - پرواز كردن
31-Forget - فراموش كردن
32-Give - دادن
33-Go - رفتن
34-Have - داشتن
35-Hear - شنيدن
36-Hurt - زخمي شدن
37-Know - دانستن
38-Learn - يادگرفتن
39-Leave - ترك كردن
40-Listen - گوش كردن
41-Live - زندگي كردن
42-Look - ديدن
43-Lose - گم كردن
44-Make/Do - انجام دادن
45-Need - احتياج داشتن
46-Open - بازكردن
47-Organise - منظم كردن
48-‍Close/Shut - بستن
49-Pay - پرداختن
50-Play - بازي كردن
51-Put - قرار دادن
52-Rain - باريدن
53-Read - خواندن
54-Reply - پاسخ دادن
55-Run - دويدن
56-Say - گفتن
57-See - ديدن 
58-Sell - فروختن
59-Send - فرستادن
60-Sign - امضا كردن
61-Sing - آواز خواندن
62-Sit - نشستن
63-Sleep - خوابيدن
64-Smoke - سيگار كشيدن
65-Speak - صحبت كردن
66-Spell - هجي كردن
67-Spend - پرداختن
68-Stand - ايستادن
69-Start/Begin - شروع كردن
70-Study - درس خواندن
71-Succeed - موفق شدن
72- Swim - شنا كردن
73-Take - گرفتن
74-Talk - صحبت كردن
75-Teach - ياد دادن
76-Tell - گفتن
77-Think - فكر كردن
78-Translate - ترجمه كردن
79-Travel - سفر كردن
80-Try - امتحان كردن
81-Turn off - خاموش كردن
82-Turn on - روشن كردن
83-Type - تايپ كردن
84-Understand - فهميدن
85-Use - استفاده كردن
86-Wait - صبر كردن
87-Wake up - بيدار شدن
88-Want - خواستن
89-Watch - نگاه كردن
90-Work - كاركردن
91-Worry - نگران شدن
92-Write - نوشتن
93-Waste - هدر رفتن
94-Wonder - تعجب كردن
95-Worship - عبادت كردن
96-Win - برنده شدن
97-Wear - پوشيدن
98-Wash - شستن
100-Welcome - خوش آمد گويي


منبع: فرهيختگان دانشگاه تهران


:: موضوعات مرتبط: Other Topics(موضوعات متفرقه)
نویسنده : ذبیح
تاریخ : دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391
زمان : 9:16
ليستي از 50 لغت زيباي زبان انگليسي همراه با معني
|

اين لغات بر طبق بررسي انجام شده يك شركت انگليسي كه از حدود 40000 دانشپذير زبان انگليسي انجام شده، گردآوري شده است.  افرادي كه به اين لغات راي داده بودند زبان انگليسي را به عنوان زبان دوم مي آموختند كه بر طبق نظرشان اين لغات يا مفهومشان جزو زيباترين ها در زبان انگليسي مي باشد.







1-Mother - مادر 

2-Passion - عشق و شور

3-Smile - لبخند

4-Love -  عشق

5-Eternity -  جاودانگي

6-Fantastic - فوق العاده 

7-Destiny -  سرنوشت

8-Freedom - آزادي

9-Liberty -  آزادي - اختيار

10-Tranquility - آرامش

11-Peace - صلح

12-Blossom - شكوفه

13-Sunshine - نور آفتاب

14-Sweetheart -  عزيز دل

15-Gorgeous - با وقار

16-Cherish - گرامي داشتن

17-Enthusiasm - اشتياق

18-Hope - اميد

19-Grace -  وقار

20-Rainbow - رنگين كمان

21-Blue -  آبي

22-Sunflower - آفتابگردان

23-Twinkle -  چشمك زدن

24-Serendipity - خوش بياري

25-Bliss - سعادت

26-Lullaby - لالايي

27-Sophisticated - سطح بالا

28-Renaissance - رنسانس

29-Cute -  بانمك

30-Cosy - دنج

31-Butterfly - پروانه

32-Galaxy - كهكشان

33-Hilarious - مضحك

34-Moment - لحظه

35-Extravaganza - اغراق آميز

36-Aqua - آب مانند

37-Sentiment - عاطفه

38-Cosmopolitan - بين المللي

39-Bubble - حباب

40-Pumkin - كدوتنبل

41-Banana - موز

42-Lollipop - خروس قندي

43-Bumblebee - زنبور عسل

44-Giggle - خنده

45-Paradox - پارادكس

46-Delicacy - ظرافت

47-Peek-a-boo - يك نوع بازي كودكانه

48-Umbrella - چتر

49- Kangaroo - كانگارو

50-Elixir - كيميا



:: موضوعات مرتبط: Other Topics(موضوعات متفرقه)
نویسنده : ذبیح
تاریخ : پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391
زمان : 22:29
ليست اصطلاحات احوالپرسي در انگليسي
|

ليستي از اصطلاحاتي كه براي احوال پرسي در زبان انگلیسی استفاده مي شود در ادامه آمده است. توجه كنيد در اين قسمت اصطلاحات غير رسمي گرد آوري شده است. 
 




هر وقت كسي را ملاقات مي كنيد ، بايد يكي از اصطلاحات زير را استفاده كنيد. البته بايد مراقب باشيد تا از اصطلاح غير رسمي كه براي افرادي مثل دوستانتان استفاده مي كنيد براي كسي مثل رئيس و يا استادتان استفاده نشود !


ليست اصطلاحات غير رسمي


What’s up?

How is it going?

Holla!

What’s shakin?

What ya doing?

Howdy?

Hail!

Halloo!

What’s news?

What's the news?

What’s going down?

Sup?

Wassup?

Aloha!

Yoo hoo!

Hey there!

Top of the morning to you!

G’day mate! اصطلاح بريتانيايي

What’s happening?

How's everything?

How is everything going?

Cheers!

Ciao!

What’s the good word?

What’s cooking?

Greetings!

Hey!

Good Day!

What’s happening?

How's life been treating you?

Where have you been hiding?  --> وقتي كسي را كه مدتي نبوده مي بينيد

نویسنده : ذبیح
تاریخ : سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391
زمان : 15:22
مزایای دو زبانه بودن
|

مزایای دو زبانه بودن


این مقاله ابتدا در شمارۀ 17 مارس نیویورک تایمز به چاپ رسیده است.

صحبت به دو زبان به جای فقط یک زبان، در دنیایی که به طور روز افزونی به سوی جهانی شدن پیش می رود دارای مزایای آشکاری است. اما در سالهای اخیر دانشمندان نشان دادن این نکته را آغاز کرده اند که سودمندی های دو زبانه بودن حتی بنیانی تر از توانایی سخن گفتن با طیف وسیع تری از مردم است. چنین پیدا است که دو زبانه بودن بر هوشمندی شما می افزاید. می تواند بر مغز شما تأثیری عمیق بگذارد، مهارتهای شناسنده شما را که با زبان هم ارتباط ندارند بهبود بخشد و حتی در برابراختلال حواس به هنگام سالخوردگی سپری ایجاد کند.

این طرز نگاه به دو زبانه بودن با نحوۀ استنباطی که از دو زبانه بودن در سرتاسر قرن بیستم وجود داشت به گونه ای چشمگیر تفاوت دارد. پژوهشگران، مربیان و سیاستگذاران تادیر زمانی زبان دوم را از دیدگاه شناخت و شعور به منزلۀ مداخله ای که سد راه شکوفایی تحصیلی و فکری یک کودک می شد تلقی می کردند.

آنها در مورد مداخله اشتباه نمی کردند: شواهد فراوانی در دست است که نشان می دهد در یک مغز دو زبانه سیستم مربوط به هر دو زبان حتی هنگامی که تنها یک زبان به کار برده می شود، فعال اند و به این ترتیب وضعی پدید می آید که یک سیستم سد راه سیستم دیگر می شود. ولی بنا بر آنچه که پژوهشگران در یافته اند، این مداخله نقطۀ ضعف چندانی نیست بلکه موهبتی در یک لباس مبدل است. مغز را وادار می سازد که تضادهای درونی اش را رفع کند، فکر را برای نیرومند ساختن عضلات شناسندۀ خود ورزش می دهد.

برای نمونه، چنین می نماید که دو زبانه ها در حل برخی از انواع معماهای فکری در مقایسه با یک زبانه ها مهارت بیشتری دارند. در سال 2004 در پژوهشی که توسط روان شناسان الن بایالیست و مارتین رهی هدایت می شد، از کودکان دو زبانه و یک زبانه در سن پیش از دبستان خواسته شد تا دایره های آبی و سرخی را که روی صفحۀ کامپیوتر نشان داده می شدند در دو جعبۀ دیجیتال، یکی با نشان دایرۀ سرخ و دیگری با نشان دایرۀ آبی از هم جدا کنند.

در تمرین نخست کودکان می بایست شکل ها را براساس رنگ ازهم جدا کنند، دایره های آبی را در جعبۀ علامت گذاری شده با دایرۀ آبی و دایره های سرخ را در جعبۀ علامت گذاری شده با دایرۀ سرخ جای دهند.هر دو گروه با سهولت نسبی از عهده بر آمدند. در تمرین بعدی از کودکان خواسته شد تا این کار را بر اساس شکل انجام دهند، که با چالش بیشتری همراه بود، چون مستلزم آن بود که تصویر ها بر اساس شکل در جعبه هایی با رنگ متفاوت جای داده شوند. دو زبانه ها در این تمرین سرعت عمل بیشتری از خود نشان دادند.

مجموعه ای از شواهد در چنین پژوهش هایی نشان می دهد که تجربۀ دو زبانه بودن کارکرد به اصطلاح اجرایی مغز- یک سیستم فرمان که فرایند های توجه برای برنامه ریزی، حل مشکلات و انجام دیگر امور نیازمند به کار مغزی به وسیلۀ آن هدایت می شود- را بهبود می بخشد. این فرایندها نادیده گرفتن موجبات انحراف حواس را برای متمرکز ماندن، متوجه ساختن عمدی حواس از یک چیز به چیز دیگر و نگهداشتن اطلاعات در حافظه – نظیر به یاد آوردن رشته ای از مسیرها در حال رانندگی، شامل می شوند.

چرا با هم درگیر بودن دو سیستم زبانی که به طور همزمان فعالند، این جنبه های شناسایی را بهبود می بخشد؟ تا همین اواخر پژوهشگران بر این باور بودند که مزیت دو زبانه بودن در وهلۀ نخست از یک توانایی بازداری که بر اثر تمرین برای سرکوب یک سیستم زبانی ورزیده شده سرچشمه می گیرد: چنین تصور می شد که این سرکوب، مغز دو زبانه را ورزیده می کند تا موجبات انحراف حواس را در دیگر زمینه ها نادیده بگیرد. اما این توضیح به طور روزافزونی ناکافی تشخیص داده شده است، زیرا مطالعات نشان داده اند که دو زبانه ها حتی در کارهایی که نیاز به منع و بازداری ندارند، مانند گذراندن یک خط از میان رشته ای اعداد رو به افزایش که به صورت نامنظم و تصادفی بر روی یک صفحه پراکنده اند، بهتر عمل می کنند.

تفاوت اساسی میان دو زبانه ها و یک زبانه ها ممکن است ساده تر از این باشد: یک توانایی افزایش یافته برای زیر نظر داشتن محیط. آلبرت کوستا، پژوهشگر دانشگاه پمپیو فابرا در اسپانیا می گوید: "دو زبانه ها مجبورند غالبا خود را از این زبان به آن زبان انتقال دهند- ممکن است شما با پدرتان با یک زبان و با مادرتان با زبان دیگری صحبت کنید. این کار به تغییر مسیر پیرامون ما به همان ترتیبی که هنگام رانندگی اطراف خود را زیر نظر داریم نیازمند است." آقای کوستا و همکارانش در پژوهشی برای مقایسۀ دو زبانه های ایتالیایی و آلمانی دان با یک زبانه های ایتالیایی در کارهای نیازمند به اعمال نظارت، دریافتند که افراد دو زبانه نه تنها بهتر عمل می کنند، بلکه کارشان را با فعالیت کمتری در بخشی از مغز که با کار نظارت در ارتباط است انجام می دهند، و این خود نشان می داد که آنها از کارآیی بیشتری برخوردارند.

چنین می نماید که تجربۀ دو زبانه بودن از هنگام کودکی تا سالخوردگی بر مغز اثر می گذارد (و همچنین دلیلی برای اعتقاد به مصداق داشتن این امر در مورد کسانی که زبان دومی را در سالهای آخر زندگی می آموزند، وجود دارد.)

در سال 2009 درپژوهشی زیر هدایت اگنس کواکز از مدرسۀ بین المللی مطالعات پیشرفته درتریست، ایتالیا، کودکان 7 ماهه که در یک محیط دو زبانه قرار گرفته بودند با کودکانی از همان سن که با استفاده از یک زبان پرورش یافته بودند، مقایسه شدند. در یک رشته آزمایشهای نخستین، به کودکان یک علامت صوتی ارائه و سپس یک عروسک خیمه شب بازی در گوشه ای از صفحه نشان داده شد. هر دو گروه کودکان آموختند که به همان سوی صفحه نگاه کنند. اما در یک رشته آزمایش های بعدی، وقتی عروسک شروع به ظاهر شدن در طرف مخالف صفحه کرد، کودکان پروش یافته در محیط دو زبانه یاد گرفتند که با سرعت نگاه منتظرشان را به جهت جدید بدوزند، در حالی که کودکان دیگر از عهده این کار برنیامدند.

آثار دو زبانه بودن تا دوران سالخوردگی تداوم پیدا می کند. در یک پژوهش اخیر با شرکت 44 تن از افراد سالخورده و دو زبانۀ اسپانیایی- انگلیسسی، دانشمندان تحت هدایت تاما گولان، روانشناس و متخصص اعصاب از دانشگاه کالیفرنیا در سن دیه گو، دریافتند افرادی که در درجات بالاتری از تسلط بر دو زبان قرار دارند- این امر به کمک یک ارزیابی تطبیقی در مورد تسلط بر هریک از دو زبان مشخص شد- در برابر شروع اختلال حواس و دیگر علائم بیماری آلزهایمز مقاوم ترند: هرچه درجۀ تسلط در دو زبانه بودن بالاتر باشد این بیماری ها دیرتر آغاز می شوند.

هیچکس تا به حال قدرت زبان را مورد تردید قرار نداده است. ولی چه کسی گمان می کرد واژه هایی که ما می شنویم و جملاتی که به آنها صحبت می کنیم چنین تأثیر عمقی بر جای بگذارند؟


:: موضوعات مرتبط: Teaching Essays(مقاله های آموزش زبان)
نویسنده : ذبیح
تاریخ : جمعه بیست و پنجم فروردین 1391
زمان : 23:33
101 لغت براي تحت تاثير قرار دادن يك انگليسي زبان
| | ادامه مطلب...


101 لغت براي تحت تاثير قرار دادن يك انگليسي زبان

افرادي كه قصد شركت در آزمون‌هايي مثل تافل و آيلتس را دارند و مي‌خواهند تاثير خوبي روي ممتحن بگذارند يا دوست‌ دارند در حين مكالمه با يك انگليسي‌زبان او را مجذوب مهارت زبان خود كنند بهتر است اين 101 لغت را ياد بگيرند
.

aberration     انحراف
(n.) something that differs from the norm (In 1974, Poland won the World Cup, but the success turned out to be an aberration, and Poland have not won a World Cup since).

  abhor منزجر شدن
(v.) to hate, detest (Because he always wound up getting hit in the head when he tried to play cricket, Marcin began to abhor the sport).

Acquiesce   راضي شدن
(v.) to agree without protesting (Though Mr. Pospieszny wanted to stay outside and work in his garage, when his wife told him that he had better come in to dinner, he acquiesced to her demands.)

Alacrity     نشاط 
(n.) eagerness, speed (For some reason, Simon loved to help his girlfriend whenever he could, so when his girlfriend asked him to set the table he did so with alacrity.)

   Amiable  مهربان 
 (adj.) friendly (An amiable fellow, Neil got along with just about everyone.)

Appease    تسكين دادن
(v.) to calm, satisfy (When Jerry cries, his mother gives him chocolate to appease him.)


:: موضوعات مرتبط: Teaching Essays(مقاله های آموزش زبان)
نویسنده : ذبیح
تاریخ : چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391
زمان : 8:1
چند لغتي كه تازه به زبان انگليسي اضافه شده اند
|

در زبان انگليسي اين قابليت وجود دارد كه بتوان لغات تازه را با توجه به نياز به اين زبان وارد كرد (To coin a word) . در ادامه ليستي از لغاتي كه تازه به اين زبان وارد شده اند همراه با معني و نكات جالب توجه آمده است.








1- Audiophile : Person who loves and collects high-quality audio equipment. - 
         شخصي كه دوستار موسيقي مي باشد و عاشق جمع كردن ابزار صوتي مي باشد.



2- Baggravation : Blend of the words 'bag' and 'aggravation' .A feeling of annoyance and frustration at the airport when your baggage has not arrived but the other passengers' bags have.

 اين كلمه از ادغام دو كلمه Blend و Aggravation  ايجاد شده است كه به نوعي حالت ناراحتي و استرس گفته مي شود كه           وقتي ساك و يا كيف يك مسافر در فرودگاه هنوز نرسيده باشد، درحالي كه براي بقيه مسافران همچنين اتفاقي نيفتده باشد.



3- Busker :  Refers to those street performers that usually perform in crowded public places and ask for donation.They do things like singing, dancing, ...

به آن افرادي گفته مي شود در كه در خيابان ها و جاهاي شلوغ كارهايي مانند خوانندگي ، گيتار زدن و يا رقصيدن انجام مي دهند و از اين راه پول در مي آورند.



4- Copyleft : Opposite of copyright.
Whereas copyright imposes restrictions on the distribution of a word or publication, copyleft eliminates restrictions and allows freedom of use for all.

يكي ديگه از كلمه هاي جالب كه به تازگي در انگليسي coin شده است ( ايجاد شده) كلمه copyleft مي باشد كه برخلاف copyright به اين معني مي باشد كه شما اجازه تكثير و يا انتشار مطلب مورد نظر copyleft شده را داريد و به شما آزادي عمل داده است.



5-Cot potato: Very young child who spends a lot of time watching television.(cot = a baby's bed)

به كودك خيلي كوچكي گفته مي شود كه دوست دارد زمان زيادي را جلوي تلويزيون به سر برد.




6- Daycation : A trip or short vacation which lasts only one day ----Vacation Vs. Daycation!

به سفري گفته مي شود كه فقط يك روز طول بكشد و شخص هم شب را در سفر سپري نكند. اين كلمه از Vacation گرفته شده است.



7- Dramedy : Combination of  'drama' and 'comedy'. A film, play or TV programm that mixes drama and comedy. 

به نوعي برنامه تلويزيوني گفته مي شود كه مخلوطي از درام و كمدي باشد



8- Earworm : A tune that keeps repeating itself over and over again in our heads 
به آهنگي گفته مي شود كه مدام در سرمان ناخودآگاه تكرار مي شود





9- Emoticon : A blend of 'emotion' and 'icon'. A symbol, used in email messages, which is made out punctuation marks and resembles a human face.




همان نمادها و نشانه هايي مانند :) , ;( كه به عنوان حالت شخص استفاده مي شوند.

10- Fashionista :   Person who dresses according to the latest fashion trends.

كسي كه مطابق با آخرين مد لباس مي پوشد




11- Flexitarian:   A vegetarian who sometimes eats meat or fish. The funny thing is the blend of 'Flex' and 'Vegetarian' 


به شخص گياهخواري گفته مي شود كه گه گاه گوشت و يا ماهي هم مي خورد.




12- Infomania :   Constantly checking and responding to email and text messages.


كسي كه بطور مدام در حال چك كردن ايميل  و پاسخ دادن به اس ام اس مي باشد.




13- Netizen : Blend of 'internet' and 'citizen'. A person who spends an excessive amount of time on the internet.

كسي كه زمانش را آنقدر در اينترنت سپري مي كند كه عملا شهروند اينترنتي شده باشد!





14- Newbie :   A new member of any group, community, or activity.

كسي كه تازه عضو گروه، يا فعاليت و ... شده باشد



15- Overparenting : Being excessively protective of one's children in order to guarantee their safety and ensure their success in life.

به والديني گفته مي شود كه بيش از حد مراقب كودك خود باشد.


16- Sandwich Generation : A generation of people who care for the needs of their children
  as well as those of their own elderly parents.

به نسل از افراد گفته مي شود كه هم به نيازهاي كودكان خود اهميت مي دهند و هم به نيازهاي والدين و بزرگتر ها.



17- Trekkie : A fan of the TV science fiction series Star Trek.


به كسي گفته مي شود كه طرفدار برنامه پيشتازان فضا باشد.




18- Widget : Blend of 'window' and 'gadget'. A small application or tool that can be installed and executed within a web page.


شايد شما با كلمه Widget آشنا باشيد. اين كلمه براي برخي انواع برنامه ها در موبايل يا ساير ابزار استفاده مي شود
اين كلمه هم ، نسبتا در زبان انگليسي تازه مي باشد و از ادغام دو كلمه Window و Gadget ايجاد شده است.



19- Winterval : Blend of 'winter' and 'festival'. A festival that takes place in winter.

به فستيوالي گفته مي شود كه در زمستان برگزار شود.


20- Webinar :  Presentation or seminar conducted over the web.

به يك نوع سمينار گفته مي شود كه از طريق اينترنت برگزار شود.


منبع:
http://feedproxy.google.com/~r/farhikhtegan/gOqa/~3/jeycbIgwj6s/blog-post_09.html?utm_source=feedburner&utm_medium=email



:: موضوعات مرتبط: Linguistics Essays(مقاله های زبان شناسی)
نویسنده : ذبیح
تاریخ : چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390
زمان : 3:9
سه قانون گرامر زبان انگليسي كه لازم نيست رعايت شود
|


دليل وجود گرامر يا بهتر بگويم قوانين گرامر انگليسي اين است كه نوشته و يا كلام ما غيرمنطقي و يا غير معقول به نظر نرسد. اما گاهي برخي قوانين گرامري وجود دارند كه واقعا فقط مايه ي دردسر و گرفتاري ما هستند. اين قوانين را احتمالا افرادي سخت گير و خشك كه كاري جز پيچيده كردن انگليسي نداشته اند، ايجاد كرده اند.
شما لازم نيست اين قوانين را حتما رعايت كنيد، چه بسا خيلي بهتر ‌مي باشد كه به اين نكات گرامري اصلا توجهي نكرده و آنها را رعايت نكنيد.  سه عدد از قوانين اينجا ذكر شده است كه بهتر است رعايت نشود.
1-    تمام كردن جلمه با حرف اضافه –Preposition
شايد تا الان نمي‌دانستيد ولي اين قانون گرامري وجود دارد كه مي گويد نبايد جمله را با حرف اضافه تمام كرد (from, of…)

نمي‌دانم اين ايده گرامري از كجا شروع شده است اما باعث مي‌شود شخص براي اينكه جمله اش درست باشد كلام خود را چند بار بپيچاند. اما اين گونه نوشتار براي خواندن خيلي سخت است و به عنوان مثال استفاده از جلمه “From where this rule came ”   به جاي “ Where this rule came from “ آدم را ياد نوشته هاي قران 18 ميلادي مي‌ اندازد!
بنابراين اگر مي‌خواهيد واضح تر بنويسيد بهتر است اين قانون را رعايت نكنيد.

2-    شروع كردن جلمه با and يا but
بله، اين هم يك قانون عجيب ديگر گرامري هست كه بر طبق آن شما نبايد جمله هايتان را با and  يا  but  شروع كنيد.
اما به هر حال خود را نگران رعايت كردن اين قانون نكنيد زيرا استفاده از and  يا but  در ابتداي جمله براي ايجاد تاكيد كاملا قابل قبول مي‌باشد. با اين حال سعي كنيد تعادل را هميشه رعايت كنيد.

3-    جدا كردن فعل از to  (مصدرها)
بر طبق اين قسمت از دستور زبان، هنگامي كه مصدرها را در جمله در  زبان انگليسي استفاده مي‌ شوند، نبايد to   را از فعل جدا كرد. يعني  to boldly go   اشتباه محسوب مي‌ شود و بايد to go boldly  را استفاده كرد. مشكلي كه اين قانون  ايجاد مي كند آن است كه از ميزان تاكيدي كه بر روي كلمات كم مي كند، پس هر كجا كه لازم ديديد مي توانيد اين قانون را هم ناديده بگيريد.


:: موضوعات مرتبط: Other Topics(موضوعات متفرقه)
نویسنده : ذبیح
تاریخ : سه شنبه شانزدهم اسفند 1390
زمان : 21:32
دانلود كتاب Vocabulary Puzzles - روشي شيرين براي تمرين لغت
|

يكي از روش هاي موثر يادگيري زبان ، پيدا كردن نوعي تفريح مخلوط با يادگيري مي باشد كه بتوان از آن طريق تاثير يادگيري را دوچندان كرد.

كتاب Vocabulary Puzzles نيز كه در ادامه آمده است، براي يادگيري لغت و تمرين از روش حل جدول ها و پازل هاي آموزشي استفاده كرده است.











  
لينك دانلود

حجم : 2.04  مگابايت



:: موضوعات مرتبط: Teaching Essays(مقاله های آموزش زبان)
نویسنده : ذبیح
تاریخ : دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390
زمان : 22:35
10 اشتباه متداول ديكته زبان انگليسي
|

برخي از اشتباهات ديكته در زبان انگليسي به دليل شباهت تلفظ كلمات رخ مي دهد.  10 نمونه از معمول ترين خطاهاي ديكته از اين نوع در ادامه شرح داده شده اند.











1- Accept/ Except 

Please except this gift   غلط

Please accept this gift  درست

Accept به معني پذيرفتن مي باشد، درحاليكه except به معني به جز. 


2- Advice/Advise 

He refused to take my advise. غلط

He refused to take my advice. درست


توجه داشته باشيد كه advise فعل بوده و تلفظ آن هم با كلمه advice كه اسم بوده متفاوت مي باشد. 





3-Alright/ All right

He's alright after all  غلط

He's all right after all. درست



با اينكه برخي همچنان از گزينه اول براي نوشتن استفاده مي كنند ولي باز هم بيشتر منابع كلمه all right را گزينه ي درست تري مي دانند و نويسندگان آگاه هم از همين كلمه استفاده مي كنند. دو كلمه گفته شده از نظر معنا فرقي ندارند.


4-Effect/Affect


His death really effected me.  غلط

His death really affected me.  درست


Effect اسم بوده و affect فعل آن.

5-Everyday/ Every day


Dan walks the dog everyday at 5 p.m. غلط

Dan walks the dog every day at 5 p.m. درست


Everyday صفت مي باشد ولي درعبارت every day ، اسم day بعد از صفت every آمده است، و همان طور كه مي دانيد نحوه استفاده از صفت ها و عبارات با هم متفاوت مي باشد.


6- It's/ its

Put the saw back in it's place. غلط

Put the saw back in its place. درست


It's كه همان it is مي باشد و its صفت ملكي.

7-Passed/ Past

The car past the train  غلط

The car passed the train. درست

Passed فعل بوده و گذشته pass به معني رد شدن مي باشد اما past معمولا به عنوان قيد مكان استفاده مي شود.

8-Quite/ Quiet

We spent a quite evening reading. غلط

We spent a quiet evening reading. درست

Quiet به معني ساكت است و يك صفت، Quite هم قيد بوده كه به معني مقداري زياد مي باشد.


9-Then/ Than

I have more eggs then you. غلط

I have more eggs than you. درست


Then قيد مي باشد و در هركجاي جمله هم مي تواند قرار گيرد، ولي بعد از كلمه than هميشه بايد اسم يا ضمير بيايد.


10-Whose/ who's

I don't know who's dog you're talking about.  غلط

I don't know whose dog you're talking about.  درست



Who's همان مخفف who is مي باشد، درحاليكه whose صفت مفعولي مي باشد.


منبع:http://weblog.farhikhtegan.com/


:: موضوعات مرتبط: Other Topics(موضوعات متفرقه)
نویسنده : ذبیح
تاریخ : چهارشنبه پنجم بهمن 1390
زمان : 22:50
What Every EFL Teacher Should Know
|

What Every EFL Teacher Should Know: Teaching English for Exams

Author Matthew Clark on Thursday Jan 5, 2012 | Under Methodologies

TEFL Test PreparationAs mentioned in our December newsletter, we are finishing up our two part series on teaching test preparation. We decided to consult Kimberly Stone, a current teacher in our Academic English Program in Denver.  Kim has a B.A. in English Writing from the University of Colorado at Denver and previously spent two years living in Florence, Italy, as a TEFL instructor.  To date, she has five years of experience teaching test preparation, and here are four things she says you must keep in mind:

Test preparation is different than a typical English class. That may sound obvious, but it’s important for English teachers and students alike to understand that test preparation is different than teaching basic grammar, reading comprehension, or vocabulary.  Test preparation is not a class to learn basic concepts.  I truly feel that students need to be at an intermediate level of English before jumping into any test preparation course, because if they’re not, most of the class is spent on teaching new grammar or vocabulary.  I’m not saying students have to be at a native speaker level, but if they don’t have a firm grasp of the basics they won’t get what they signed up for.

The time restrictions are brutal. Most likely to this point, these students have only participated in English classes where the teacher has given more time than necessary and the classes are fun and relaxed.  Now they must complete these tests in a time restricted environment.  To be effective as a teacher, you have to implement the same time constraints in class. In the IELTS and the TOEFL, for instance, students are given two writing tasks to complete—one with a 20-minute limit and one with a 30-40 minute limit.  In the test preparation class, the teacher must execute the same timing so students are comfortable with the timing and they are not racing against the clock when they take the real exam. This is one of the most important elements of test preparation.

Test preparation courses are short—motivate your students to do extra outside of class. Most courses are only a couple of hours per week, so I constantly remind my students that they cannot achieve everything in class only.  The test preparation course is designed to teach strategies and tips, show students how to practice these strategies, and to give a practice test to utilize these strategies.  Students must then take everything they have learned in class and practice outside of class. I constantly give homework, and part of this homework is to use the time restrictions.  If I give them a reading or writing test to take home, they must complete in the time given.  I tell them to stop when the time is up.  Don’t finish it.  Bring it to the next class, and we will figure out why they didn’t finish.  Also, if I give them a listening test to take home, I tell them they can only listen once.  Don’t try to listen two, three, or four times to get the right answer.  Test preparation homework is not about getting the right answer.  This homework is designed to learn how to get the right answer.  I always say, “Help me help you.”  If they don’t practice and put in the work I can’t help them.  They laugh, but they know it’s true.  And I do too.  I have been teaching test preparation for almost five years now, and the students that put their best effort in to this always come out on top.

Know your test! When I was given the arduous task of teaching TOEFL prep in 2006, the first thing (and most beneficial) I did was take a practice test.  I had to know exactly what we (both my students and I) were up against.  I entered my first test preparation class fully armed with the basics of what I would be teaching.  I didn’t learn everything I know now in a matter of days, weeks, or months.  I’m still learning and picking up new strategies and tips to pass along to my students, but no matter what I’m teaching, I’m always prepared and ready for anything.  These students are not only paying for these courses, but they are depending on you for their future.  They are looking for you to show them how to get that 7 in the IELTS or that 110 in the TOEFL, and if you are prepared and know exactly what to give them they will be able to acquire the score they want.


Source : http://www.bridgetefl.com/tefl-blog/what-every-efl-teacher-should-know-teaching-english-for-exams-part-2/?utm_source=newsletter&utm_medium=email&utm_campaign=TestPrepJanuary



:: موضوعات مرتبط: Teaching Essays(مقاله های آموزش زبان)
نویسنده : ذبیح
تاریخ : سه شنبه بیستم دی 1390
زمان : 21:43
:: ليست 100 فعل پركاربرد زبان انگليسي همراه با معني
:: ليستي از 50 لغت زيباي زبان انگليسي همراه با معني
:: ليست اصطلاحات احوالپرسي در انگليسي
:: مزایای دو زبانه بودن
:: 101 لغت براي تحت تاثير قرار دادن يك انگليسي زبان
:: چند لغتي كه تازه به زبان انگليسي اضافه شده اند
:: سه قانون گرامر زبان انگليسي كه لازم نيست رعايت شود
:: دانلود كتاب Vocabulary Puzzles - روشي شيرين براي تمرين لغت
:: 10 اشتباه متداول ديكته زبان انگليسي
:: What Every EFL Teacher Should Know
:: 20 روش برای یادگیری زبان انگلیسی
:: Speaking Strategies
:: The Seven Learning Styles
:: آیا یادگیری زبان سخت است؟
:: با فکر کردن به زبان خارجی تصمیم‌های منطقی‌تری بگیرید


 

قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ